عز الدين حسينى زنجانى

85

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)

ابوهاشم مىگويد : سكوت بر من چيره شد و ياراى جواب نداشتم . فرمود : خدا به تو نعمت بزرگ ايمان و اعتقاد روزى فرمود ، بدنت را بر آتش دوزخ حرام كرد ؛ به تو تندرستى داد ؛ با طاعت خودش تو را كمك كرد ؛ قناعت را نصيب تو نمود و يا به وسيله‌اى عزت نفس تو را نگهدارى كرد . ابوهاشم ! من از آن جهت ابتدا به سخن كردم كه گمان كردم تو مىخواستى از كسى كه به تو اين نعمت‌ها را ارزانى فرموده است شكايت نمايى . اينك دستور دادم كه صد دينار به تو مساعدت نمايند . بگير و آن را وسيلهء معاش خود قرار بده . 2 . اهل بيت نبوت و معدن رسالت به آنچه مىفرمودند ، خود قبلًا بدان آراسته بودند و مردم را نه با زبان بلكه با عمل خويش به راه حق دعوت مىفرمودند . چنان كه روشن خواهد شد ، اين خطبه مشتمل بر مسايل مهم خداشناسى و نبوت و امامت و معرفى قرآن و اسرار تشريع است كه با نهايت فصاحت و بلاغت در بحرانىترين اوضاع شخصى و اجتماعى كه براى وجود مبارك صديقهء طاهره عليها السلام پيش آمده ايراد فرموده است ؛ چنان كه خود فرمود : صُبَّتْ عَلَيَّ مَصائِبُ لَوْأنَّها * صُبَّتْ عَلى الأيّامِ صِرْنَ لَيالِياً مصيبت‌هايى به من روى آورده كه اگر آنها به روزهاى روشن روى آورند تبديل به شب‌هاى تاريك خواهند شد . اگر يادگار نبوت خود توجه به نعمت‌هاى الهى نمىداشت و رشتهء ايمان به خدا محكم نبود ، فشار مصيبت‌هاى جان گداز ، مجال سخن عادى را نمىداد تا چه رسد به ايراد چنين خطبه‌اى كه به شهادت هر خوانندهء سخن دان ، فوق سخن بشرى و پايين‌تر از كلام الهى است . فراتر بودن نعمت‌ها از درك انسان‌ها متن : و نآى عن الجزاءِ أمدَها و تفاوت عن الإدراكِ أبدها ؛ نعمت‌هايى كه غايت و زمان آنها دور و ابديت آنها بالاتر از ادراك است . شرح : يادگار نبوت بعد از ثنا و ستايش و بيان نعمت‌ها از جهت كمى و كيفى ، در اين دوجمله نعمت‌ها را از جهت صورت عينى و اين كه غايت و دوام آنها دور است و يا